خاطره ای از معلم شهید هیبت الله الماسی


قسمتی از وصیت نامه شهید الماسی: و ای کسانی که پشت میزها نشسته اید! به کارهای مردم رسیدگی کنید که اگر کوتاهی کنید در روز قیامت از شما سؤال خواهد شد.

به گزارش پرگون؛ مادر معلم شهید هیبت الله الماسی در مصاحبه با خبرنگار پرگون از آخرین خاطره ی فرزندش می گوید:

آخرین بار که به جبهه اعزام شد (و شهید شد) با یکی از دوستانش همراه بود. پس از آنکه فرزندم به شهادت رسید، مدتها بعد رفیقش را دیدم که خاطره ی جالبی برایم نقل کرد.

او میگفت: وقتی از شهر خارج می شدیم، تقریباً به اول بولوار شاهد که رسیدیم (مکانی که در حال حاضر تابلوی شهدای کارزین نصب گردیده است) هیبت الله لحظه ای توقف کرد و سپس برگشت و نگاه پُر معنایی به شهر انداخت. پرسیدم چه شده؟ چرا اینگونه به شهر نگاه میکنی؟
گفت: میخواهم برای آخرین بار یک دل سیر به شهرم نگاه کنم.

هیبت الله در یکی از خانواده های مذهبی و متدین در روستای بیان فتح آباد به دنیا آمد. پس از اخذ مدرک سوم راهنمایی ، در دانشسرای تربیت معلم تحصیلاتش را ادامه داد. در آن شرایط او علاقه ای به ادامه تحصیل در دانشسرا نداشت و باسردی ، شاید برای رضای خانواده آن را دنبال می نمود.

او در دانشسرا بود ، ولی دلش در بین انقلابیون پر میزد. تا اینکه بدون اطلاع خانواده در بسیج منطقه ثبت نام می کند ، اما خانواده که به شدت مراقب او بودند متوجه شده و او را به دانشسرا باز میگردانند؛ چون دوست داشتند او درسش را ادامه دهد. در اقدام دوم نیز ناکام می ماند. اما برای سومین بار بدون اطلاع خانواده ثبت نام می کند و به عنوان امدادگر راهی جبهه ها می شود. سرانجام در روز پنج شنبه 66/10/10 درحالی که قصد کمک رسانی به مجروحان را داشت در نزدیکی آبادان به شهادت رسید.

بخشی از وصیت نامه شهید الماسی:

خدایا در این دم آخر با تو عهد می بندم که در راه تو و برای رضای تو گام بردارم و از همه چیز خود می گذرم. زیرا که بنده چیزی ندارم و هرچه هست همه از توست…

از شما عاجزانه خواهانم که به وصایای شهدا عمل کنید که حرف و سخن همه شهدا یکی است و آن دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی است. با توجه به معرفت و شناخت و احساس مسئولیت و وظیفه ای که داشتم آگاهانه به جبهه رفته ام و برای دفاع از حریم اسلام و نجات محرومان قدم در این راه گذاشته ام. یار و یاور امام باشید و گول نیرنگ دشمن را نخورید و مانند خوارج نهروان رهبر عزیز را تنها نگذارید. از شما عاجزانه می خواهم مرا ببخشید. و اما ای خواهران خطاب به شما می گویم:

حجاب ، حجاب ، حجاب را رعایت کنید.

و ای کسانی که پشت میزها نشسته اید! به کارهای مردم رسیدگی کنید که اگر کوتاهی کنید در روز قیامت از شما سؤال خواهد شد.

یاد و خاطره ی همه ی شهدای انقلاب و 8 سال دفاع مقدس، خصوصاً معلم بسیجی شهید هیبت الله الماسی گرامی باد.

پایان/


۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۵