کد مطلب 5644- ۸ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۸:۵۰


یادداشت/ فائزه جبران کرد!!

زیر سؤال بردن حکومت دینی، خیانت یا جهل؟

زیر سؤال بردن یکی از واضحات دینی ما که تشکیل حکومت اسلامی می باشد با چه هدفی دنبال می شود؟

در روزهای گذشته بحثی پیرامون حکومت دینی در فضای مجازی پیگیری می شود که به سخنان چند روز قبل دختر یکی از مسئولین عالی رتبه ایران مربوط می شود. وی در یک اظهار نظر تأمل برانگیز مدعی شده است که دین را قبول دارد، ولی حکومت دینی را قبول ندارد!!

در اولین نگاه به این نظر در می یابیم که گوینده ی آن یا نادان است، یا خائن. چراکه این حرف مثل اینست که بگوییم ما فلان پزشک متخصص را قبول داریم، ولی تشخیصش را قبول نداریم.

البته چنین اظهار نظری بیشتر به بی سوادی افراد نسبت به مبانی دینی برمیگردد، چون هرکسی که با ابتدائیات مبانی دینی آشنایی داشته باشد می داند که حکومت دینی جزء آرمان ها و ایده آل های دین است که سابقه ای بس طولانی در تاریخ اسلام دارد.

قبول نداشتن حکومت دینی بدین معناست که حرکت پیامبر اسلام (ص) را که برای تشکیل حکومت دینی قیام کردند عبس و بیهوده بدانیم. یا اینکه جنگ های امیرالمؤمنین (ع) با این دیدگاه اشتباه بوده است؛ درحالی که در مبانی دینی عصمت جزء لاینفک امامت معصومین (ع) است.

در سال های نه چندان دور، مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران با اشاره به قیام سیدالشهدا (ع) فرمودند: کاری که در زمان امام حسین (ع) انجام گرفت، نسخه کوچکش هم در زمان امام ما انجام گرفت؛ منتها آنجا به نتیجه ی شهادت رسید، اینجا به نتیجه ی حکومت. هدف امام حسین (ع) با هدف امام بزرگوار ما یکی بود. (نماز جمعه 74/3/19)

از همین چند جمله کوتاه می توان دریافت که سیدالشهدا (ع) نیز با هدف تشکیل حکومت اسلامی قیام کرد ولی به سرانجام نرسید. اما امام راحل (ره) به همت مردم غیور ایران اسلامی توانست این حرکت را به سرانجام برساند، هرچند ممکن بود که سرانجام قیام امام خمینی (ره) نیز به سرانجام قیام سیدالشهدا (ع) ختم شود.

اما اگر چنین اظهار نظری از روی خیانت باشد، باید بدانند که درخت انقلاب با خون هزاران شهید آبیاری شده است و این مردم و خصوصاً این جوانان اگر از جوانان اول انقلاب انقلابی تر نباشند، کمتر از آنها هم نیستند (اشاره به سخنان رهبری) و در هر لحظه آماده اند تا 9 دی دیگری خلق کنند.

باید از این افراد که چنین اظهار نظرهای قبیحی می کنند بپرسیم که اگر حکومت دینی نباشد، پس چه حکومتی مورد پسند و رضایت شماست؟ آیا حکومت های غربی که در منجلاب هایی خودساخته گرفتارند الگوی مناسبی برای حکومت داری است؟ یا اینکه دوباره منادیان سکولاریسم در ایران قد عَلَم کرده اند و دم از جدایی دین از سیاست می زنند؟
مگر مردم ایران خباثت ها و خیانت های خاندان منحوث و ملعون پهلوی را فراموش کرده اند؟ حکومت شاهنشاهی بزرگترین نمونه از سکولاریسم است که شخص اول مملکتش بزرگتدرین مفاسد جنسی و اقتصادی و... را انجام میداد و برای عوام فریبی نماز هم می خواند.
مگر صدام حسین آن جنایتکار بی بدیل را فراموش کرده اید؟ همو که با کفش نماز می خواند! و حرم خاندان رسول الله (ص) را نیز به گلوله بست؟ همو که ظواهر اسلامی را رعایت میکرد و بزرگترین جنایات بشری را نیز مرتکب می شد. آیا این نمونه ها را فراموش کرده اید؟

امروز اگر کشور ما در امنیت کامل به سر می برد، از نوع نگاه حکومت اسلامی نشأت گرفته است. اگر در مسائل مختلف کشور ما پیشرفت های جهانی داشته، در سایه ی خود باوری است که حکومت اسلامی به ما یاد داده است. اگر فتنه گرانی که کمترین مجازاتشان اعدام بود هنوز حق حیات دارند، در پناه رأفت حکومت اسلامی است.

به راستی چنین سخنانی به هدفی گفته می شود؟ چه ارتباطی بین دیدارهای شما با فرقه های ضاله و این اظهار نظرها وجود دارد؟

وقت آن رسیده که اندکی به غقب برگردیم و بنگریم شما از کدام جریان در ایران حمایت می کرده اید؟ و آیا آنها نیز مانند شما فکر می کنند یا خیر؟

باید منتظر بمانیم و ببینیم منتسبین به اظهارکنندگان این حرف که قبلاً قول جبران خطاهای اطرافیانشان را داده بودند، در مقابل این خطای بزرگ چه خواهند کرد، آیا بازهم سکوت کرده و راحت از کنار آن میگذرند؟ یا اینکه جبران این خطا را هم به آینده موکول میکنند؟ اصلاً شاید روش جبران اینها بدین گونه باشد؟

به هر حال مردم ما نشان داده اند که سخنان نسنجیده برخی اشراف زاده ها که همیشه مایه خرسندی دشمنان قسم خورده انقلاب بوده اند، نه تنها در پایبندی آنها به انقلاب هیچ اثری ندارد، بلکه روحیه مردم و جوانان ما را انقلابی تر هم می کند.

پایان/

 


کلیه حقوق این وب سایت برای سفیر سیستم محفوظ می باشد.