,January 2017 20
نظرسنجی

کدام نهاد در رونق بخشیدن به مساجد مؤثرتر بوده است؟

پایگاه مقاومت بسیج

کانون فرهنگی مساجد

هیئت های مذهبی

همه موارد

پربازدیدترین ها

آرشیو

دولت یازدهم به تمام وعده های انتخاباتی خود عمل کرده است

گزارش تصویری اختصاصی پرگون از سیل 13 مرداد در مبارک آباد

قاتل شهردار مبارک آباد دستگیر شد

عراق و شام مقدمه زمین گیر کردن ایران بود / دفاع از حریم اهل بیت (ع) دفاع از ایران است

کاروان شمیم وحی با حضور استاد حاج حامد شاکرنژاد در قیروکارزین+تصاویر

شهر مبارک آباد در محاصره ی مهاجران غیرقانونی افغان/مسئولین چاره ای کنند

استراحت خطرناک کارگر خسته قیروکارزینی پشت وانت بار در حال حرکت + عکس

دیدار اخیر دختر هاشمی به مشکلات اعتقادی این خانواده مربوط است/ هاشمی اگر انقلابی بود در این پیچ تاریخی کنار رهبری می ماند

زن و شوهر جهانگرد آلمانی پس از 10500 کیلومتر رکاب زدن به قیروکارزین رسیدند + عکس

رمز موفقیت یک معلم چیست؟

مطالبات به حق مردم قیروکارزین بر زمین مانده است

تنها شاگرد زنده ی ملک الشعرای بهار هستم/عکس العمل علامه طباطبایی پس از خبر شهادت استاد مطهری

دیدار سردار سلیمانی با رهبر انقلاب + عکس

وقف 3200 متر زمین برای ساختمان آموزشی و خوابگاه مؤسسه فرهنگی قرآنی بیت الاحزان حضرت زهرا (س) کارزین

شهرام قائدی: عید نوروز به عشق مادرم به قیروکارزین می آیم / 60% چهره شدن شانس است/ بغض هایم نمیگذارند بیش از سه کلمه درباره ی شهدا حرف بزنم

بوق و کرنا

آرشیو

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به دلیل عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت

اعلام موجودیت «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی»/حمایت چهره های سرشناس از این جبهه

درمان ناباروری با تعرفه های دولتی

دولت یازدهم رکورددار بدترین عملکرد در پارس جنوبی/ «توتال» چکونه گاز ایران را به قطری‌ها داد؟

مادر شهید بحرانی اولین شهید انقلاب در قیروکارزین به فرزند شهیدش پیوست

دیدار اخیر دختر هاشمی به مشکلات اعتقادی این خانواده مربوط است/ هاشمی اگر انقلابی بود در این پیچ تاریخی کنار رهبری می ماند

رمز موفقیت یک معلم چیست؟

حرکت ارزشی کورش کرمپور در برابر استادش + عکس

ظرفیت فوق العاده منطقه تنگ کارزین و سدّ سلمان فارسی برای تبدیل شدن به قطب گردشگری + تصاویر

شهرام قائدی: عید نوروز به عشق مادرم به قیروکارزین می آیم / 60% چهره شدن شانس است/ بغض هایم نمیگذارند بیش از سه کلمه درباره ی شهدا حرف بزنم

فیلم/ پیام تبریک شهرام قائدی ستاره سینما و تلوزیون به مردم استان فارس و شهرستان قیروکارزین به مناسبت عید نوروز 95

تولید 500 هزار تن انواع مرکبات در قیروکارزین

جرائم سنگین در انتظار متخلفان چهارشنبه پایان سال

خط قرمز ما امام ، رهبری و شهدا هستند / اولویتم برای قیروکارزین جاده ی قیر به فیروزآباد و بحث سدّ سلمان است

برای اعتماد به لیستها ببینید چه کسانی آنها را تهیه کرده اند / نفوذ یعنی تغییر شاکله ی فکری جامعه از مقاومت به سازش

تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ - ۴:۳۶:۴۳
یادداشت/ سفر مجازی به راهیان نور

اینجا فکه ؛ صدای ما را از بهشت می شنوید ...

با شنیدن نمیتوانی درکشان کنی ، باید چشیدن تا فهمیدن.
اینجا فکه ؛ صدای ما را از بهشت می شنوید ...

یادداشت/

عارف ایراهیمی / به بهانه ی 20 اسفند ، روز راهیان نور

بوی بهار نارنج ها و شکوفه ها نوید میدهند که عید در راه است. و عید یعنی یادآور یک خاطره ی شیرین ؛ یک رؤیا.

بُعد منزل نبود در سفر روحانی ...

پس بیا با من همسفر شو ، ساعاتی را به بهشت پرواز کنیم. دلت را پرواز ده تا کنار آن پرندگان دقایقی را به تماشا بنشینیم.

کاروان ها فوج فوج به سمت جنوب در حرکتند. به راستی این همه زائر ، مسافر کدام دیارند و مشتاق وصال کدام معشوق؟

در میان زائران همه نوع بنده ای از بندگان خدا را می توان دید. نوجوان ، جوان ، میانسال ، انقلابی ، روشن فکر ، نماز خوان ، بی نماز ، چادری و...

با تمام خستگی راه ، به محل استراحتشان می رسند. امّا خبری از استراحتگاه های لوکس ، زیبا و راحت نیست. از فرط خستگی هرکدام گوشه ای پیدا کرده و آرام میخوابند.

آیا اینها میدانند که چند سال قبل ، در همین مکان ها ، هم وطنانشان برای یک آرمان مقدس چه خون دلها خورده و چقدر بی خوابی کشیده اند؟

فرصت کم است. صبح زود بیدار می شوند و دوباره راهی می شوند.

مقصد اول شلمچه ...

کربلای جبهه ها یادش بخیر ...

شلمچه ، نهر خیّن و هزاران شهید ... هنوز صدای مرتضی جاویدی و مسعود عسکری به گوش می رسد. هنوز صدای گوش خراش خمپاره هایی که گویا تمامی ندارند به گوش میرسد. هنوز می توان آخرین یا حسین (ع) گفتن آن شهید را روی خاکریزها شنید. اینجا شلمچه است.

با یک دریا بغض راهی میشوی ...

میرسی به گنبد زرد و زیبایی که یادآور کربلاست ...

اینجا طلائیه ...

هنوز بوی خون بر مشام میرسد ؛ بوی خونِ دستان بریده شده ی حسین خرازی. بوی خونی که گویا از جزیره ی مجنون به جزیره ی قلب لیلاها میرسد.

به راستی سه راه شهادت را دیده ای ؟ آنقدر جنازه ی شهید روی هم جمع می شود که آن را سه راه شهادت مینامند. شهید میثمی میگوید آنانکه در طلائیه ایستادند ، اگر کربلا هم بودند می ایستادند.

قطره های اشک مانند مرواریدهایی به رنگ خون از گونه ها جاری می شود ...

و باز هم راهی میشوی ...

گنبد های فیروزه ای را از دور مینگری ، و یک قتلگاه را به تو نشان میدهند. آرام آرام وارد قتلگاهی می شوی که نمیدانی تو را به کجا خواهند بُرد ... کنار قتلگاه یک نام حک شده است : «محل شهادت شهید سید محمد حسین علم الهدی».

اینجا هویزه است ...

راویان برایمان از رشادت سید حسین و یارانشان می گویند ؛ از ایستادگی و شجاعتشان. میگویند ایستادند ولی خَم به ابرو نیاوردند.

سید حسین را اهل قرآن و نهج البلاغه معرفی میکنند. میگویند آخر کار هم جنازه اش را از قرآن جیبی اش که توسط مقتدایمان امام خامنه ای امضا شده بوده شناخته اند. میگویند جنازه اش را تانک ها با خاک یکسان کرده بودند ...

این روضه را قبلاً شنیده بودم ... تانک ها روی بدن تاختند ... اسب ها بر بدن حسین بن علی (ع) تاختند ...

با چشمانی که از گریه سرخ شده اند راهی می شویم تا شب را به استراحت بگذرانیم برای فردایی که نمیدانم چه خواهد شد.

روز دوم با فکه آغاز شد. دور بود و  بیابان و رَمل هایی که گویا تمامی نداشتند. رسیدیم به فکه ... یک جمله بر روی سردر ورودی همه را مجبور میکرد با پای برهنه مسیر را طی کنند : « فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس ... »

صدای روایت فتح در گوشم طنین انداز شد. گویا مرتضی آوینی کنارم بود و برایم از قتلگاه فکه میگفت. ناگهان روبرویم تابلویی را دیدم :« محل شهادت سید مرتضی آوینی »

اگر آه تو از جنس نیاز است

در باغ شهادت باز باز است

رسیدیم به قتلگاه فکه ، بیش از 120 شهید را در یک گودال کوچک تفحص کرده بودند. فکه طعم تشنگی ، عطش و غربت دارد. صدای بیسیم شهید حسن باقری را می توانی بشنوی. صدای صیاد را ...

آه فکه ... مرا دریاب.

پس از اقامه ی نماز ظهر دوباره به راه افتادیم و مقصد بعدی ما فتح المبین بود ...

شیارهایی که میتوانستی رد پای شهدا را آنجا ببینی. سنگرهایی که می توانستی نجواهای عاشقانه و شبانه ی شهدا را در آنجا بشنوی ؛ و در آخر چند شهید گمنامی که غریبانه در آنجا آرمیده بودند.

پادگان دوکوهه مقصد آخر در روز دوم بود. 

پادگانی که فقط برای انجام یک وظیفه روی پا ایستاده است.

ایستاده است تا از حاج احمد بگوید. حاج احمد متوسلیان.

از همان مردی که نامش لرزه بر اندام یزیدیان می انداخته است. از مردی که بلندی های کردستان و تپه های جنوب فراموش نخواهند کرد که فرمانده ی لشکر 27 محمد رسول الله (ص) اقتدار و خضوع و خشوع را یکجا در خودش جمع کرده بود.

تمام شد ... با اطمینان قلبی و با حس افتخار به ایرانی بودنم سر را بر بالین نهادم برای روز پایانی.

روز سوم آغاز شد ...

از اروند ...

رودخانه ای که با عصبانیت طعنه ی سینه ی ساحل میزند. رودخانه ای که عراق در خیالش هم نمیگنجید که در دستان سربازان خمینی رام شود.

آری ... عجیب ترین عملیات در چند صد سال اخیر در دنیا توسط فرزندان و بسیجی های خمینی در عملیات والفجر 8 انجام گرفت ؛ عملیاتی که منجر به اشغال فاو شد.

اما ...

کمتر برایمان گفته اند از پلاک هایی که به همراه صاحبانشان در اروند ناپدید شدند و هرگز بازنگشتند ؛ و مادرانی که هنوز چشم انتظار یک نشانی از عزیزشان هستند.

مقصد بعد مسجد جامع خرمشهر بود. مسجدی با یک دنیا حرف که از دیواره های آن میتوانستی بفهمی چه روزهای طاقت فرسایی را پشت سر گذاشته است.

تصویر محمد جهان آرا میان عکس شهدایی که در مسجد نصب بود ، نظرم را به خودش جلب کرد. فرمانده ای که خیلی برای آزادی شهرش به آب و آتش زد ، اما روز شیرین فتح را ندید و رفت.

ممد نبودی ببینی ، شهر آزاد گشته ، خون یارانت ، پر ثمر گشته ...

سفر تمام شد.

نتوانستم بگویم از شرهانی ، علقمه ، پاسگاه زید ، دهلران ، اندیمشک ، کانال کمیل و حنظله ، دزفول ، چزابه ، بستان ، دهلاویه ، سوسنگرد ، هور ، پاسگاه زید و...

اما مرا همین بس که ساعاتی را با آسمانیان زیستم ...

زیارت قبول


نظر شما
نظرات بازدیدکنندگان